صاف بایست و لبخند بزن.بگذار مردم نگران لبخندزدنت باشند...چه گوارا ☭
درباره من
بنده نیلوفرم ساکن کرج...تمامی نوشته ها حاصل تراوشات این ذهن ژولیده هستند، مگر اینکه منبعی اعلام کنم. این وب را در ادامه ی وب قبلی ام ساخته ام . آدرسش :mymagichands.blogfa.com
و جی میلم :kafehpiadero@gmail.com
اگر فیلتر شدیم,s را از آخر hands بردارید.
ادامه...
سلام به شب نویس عزیزم
پستات عالیه دختر
ولی چرا اینقدر سکرت؟!!!!
دربدر دنبال بخش نظرات بودم...
سلام بر استاد عزیزتر از جانممم.ممنونم بزرگوار:)دیگه گفتم فقط بالا نظراتو باز کنم که سخنان عزیزان. جان یه جا جمع باشه...دل شب نویس فندق شده برای استاااااد
واقعا پارک چمران رو اون طوری خراب کردن ؟ خیلی خوب توصیف میکنی، آدم فک میکنه داره کتاب رمان میخونه از یه نویسنده معروف خارجی + برخلاف پست غمگینت، پینوشت خوشحال کننده ای بود
عکس هایی که دیدم و چیزایی که شنیدم حاکی از همینه...چاکر:^)
سلام و وقت بخیر
در این قحط وبلاگ خوب که در وبلاگستان رواج پیدا کرده یافتن وبلاگی که با خواندن مطالبش گذشت زمان را نتوان احساس کرد بسیار اندک است . این اون حسی است که هنگام خواندن مطالبتون بهم دست داد . زمان متوقف می شود و من در میان کلمات و عبارات و جملات شما غرق می شوم .
در مورد پدرتون خیلی زیبا نوشته بودید و همچنین در مورد خانواده ای که بعد از لندرور از هم پاشید. و چقدر دوست دارم که دخترم هم همچنین احساسی نسبت به من داشته باشد .
و خنیاگری که مینوازد در مسیری که ماه راه را روشن کرده است .
سلام بزرگوار.متشکرم از کامنت پرمهر شما. بسیار چسبید
هیج کس تو نخواهد شد
آرامش سهم توست …
هیچ کس هم تو نخواهد شد:^)
دل قویدار عزیز
سختی راه گذشت...
در این دوروزه ی هستی همین فضیلت ما
که جور میکند ایام و ما شکیباییم...
متقابلاً عزیزم
منم دلتنگتم...
امیدوارم هرچه زود تر این برهه ی ناخوشایند تموم شه...روزا بدون شما لطفی ندارن استاد...
سلام به شب نویس عزیزم
پستات عالیه دختر
ولی چرا اینقدر سکرت؟!!!!
دربدر دنبال بخش نظرات بودم...
سلام بر استاد عزیزتر از جانممم.ممنونم بزرگوار:)دیگه گفتم فقط بالا نظراتو باز کنم که سخنان عزیزان. جان یه جا جمع باشه...دل شب نویس فندق شده برای استاااااد
چه سری! چه مویی! عجب ابرویی!
ژووون خال دروگو^_^
با فرهنگ خوشتیپ^_^
روفیق اولش که شعر رو خوندم فکر کردم خودت نوشتی...شبیه شعراییه که تو میگی...
چااااااکر:^)
میگذره شب نویس جان....
شاید همش نه ؛ ولی....
انگار حق باتوئه!
لحظه ها می گذرد
آنچه بگذشت ، نمی آید باز
قصه ای هست که هرگز دیگر
نتواند شد آغاز...
راه فراری نیست :)
راه فراری نیست از این خواب پیچاپیچ
از هیچ در رفتن برای گم شدن در هیچ...
این خوبه ..................
سلام بانو........ روزت زیبا.......
پس این ذهن ژولیده کو؟....... بسیار زیبا مینویسی
براوووووو
سلام بزرگوار.ممنون...ذهن ژولیده هنوز سرجایش است...:^)
پیر شدن یک چیز است و قبول کردنش چیزی دیگر.قبول کردنش خیلی خیلی سخت است.
طاقت فرسودگی ام هیچ نیست
درپی ویران شدنی آنی ام...
این دیگه کیه ؟
عمو جیسون:^)
عالی بود....و تبریک;))
چاکر:^)
کرج باید ییلاق می موند..با دخترای روستایی
حیفه آباد نشه:^)
بچه هایی که ناخواسته به این دنیا پرت میشوند....
و محکوم میشن!
محکوم میشن...و زندگی خیلی هاشون توام با کمبوده...
واقعا پارک چمران رو اون طوری خراب کردن ؟
خیلی خوب توصیف میکنی، آدم فک میکنه داره کتاب رمان میخونه از یه نویسنده معروف خارجی
+ برخلاف پست غمگینت، پینوشت خوشحال کننده ای بود
عکس هایی که دیدم و چیزایی که شنیدم حاکی از همینه...چاکر:^)
دقیقا... همین حالم... مث یه آهو تیر خورده.. در انتظار .. :((
:^(
سلام و وقت بخیر
در این قحط وبلاگ خوب که در وبلاگستان رواج پیدا کرده یافتن وبلاگی که با خواندن مطالبش گذشت زمان را نتوان احساس کرد بسیار اندک است . این اون حسی است که هنگام خواندن مطالبتون بهم دست داد . زمان متوقف می شود و من در میان کلمات و عبارات و جملات شما غرق می شوم .
در مورد پدرتون خیلی زیبا نوشته بودید و همچنین در مورد خانواده ای که بعد از لندرور از هم پاشید. و چقدر دوست دارم که دخترم هم همچنین احساسی نسبت به من داشته باشد .
و خنیاگری که مینوازد در مسیری که ماه راه را روشن کرده است .
سلام بزرگوار.متشکرم از کامنت پرمهر شما. بسیار چسبید
انقلاب درونت امیدوارم بهار آزادی داشته باشد .......
:^)
زیبا می نویسی :)
:^)
قابل شمارو ندار دوست عزییییییییییییز
چاکر:^)
فلسطین
و چشم های سبز!
و دو زیتون لبنانی...
چشم سبز تو چه دشتیست ! دویدن دارد...
سلام بر خنیاگر بزرگ،
حالت چطوره دوست من؟
سلام:^) ممنون:^)
یوحنا آیا خبری می گیری از برنابایت؟
عکسه قشنگه خداییش..
:^)
خیلی هم خوب
:^)
اون دختر عینکیه تویییی؟
بلی
مرور پست های شب نویس خیلی حس خوبی میده!
حتی اونهایی که توی بلگفان......
پاینده باشی شب نویس جان
چاکر ماکر:^) باورت میشه من خجالت میکشم آرشیو خودم رو بخونم:^)
چقدر دو پست قبلت در مورد بابا دلنشین بود
منم مثل تو دختر بابا هستم با همه عشقی که بین ماست
ولی بلد نیستم به قشنگی تو درموردش بنویسم
:^) لطف داری عزیزدل
خوش اومدی :)))
:^)
چه خوشتیپ و زیبا شدی :)) عینک هم بهت میاد
:^)