☕ کــــافه پیـــاده رو

صاف بایست و لبخند بزن.بگذار مردم نگران لبخندزدنت باشند...چه گوارا ☭

                                                       

وقتی کشان کشان و دست بسته،در حالیکه صورتم پر از آثار درد و رنج است، مرا می برند

میان گل های نیلوفر بنفش به خواب برو

باشد که در خواب هایمان،در جایی که هیچکس آن را نمیشناسد، کنار هم باشیم

وقتی دستی سرد ریسمانی را دور گردنم می اندازد، در حالیکه چشم هایم در جست و جوی تواند،

میان کودکانی که با لباس های سفید و صورتی و سبز بازی میکنند به خواب برو

باشد که در خواب هایمان،در جایی که هیچکس آن را نمیشناسد، کنار هم باشیم

وقتی چشم هایم را می پوشانند و پاهایم را می بندند،در حالیکه نفس میکشم تا بوی تورا استشمام کنم،

میان علف های تازه و سرسبز میان صخره ها به خواب برو

باشد که در خواب هایمان،در جایی که هیچکس آن را نمیشناسد، کنار هم باشیم

وقتی با تمام وجود فریاد میکشم و دست هایی به ناحق زندگی ام را از من میگیرند،

در بین درخت های استوار افرا و پروانه های سبک بال به خواب برو

باشد که در خواب هایمان،در جایی که هیچکس آن را نمیشناسد، کنار هم باشیم

وقتی بدن گرمم به سرمای عدم می پیوندد، در حالیکه نام تو بر لبانم خشک شده،

در بین خرگوش های بازیگوش ،در کنار بوته ای که مرا بوسیدی به خواب برو

باشد که در خواب هایمان،در جایی که هیچکس آن را نمیشناسد، کنار هم باشیم...

شب نویس

+با الهام از شعر"درخت دار" در کتاب hunger games

+عکاس:پانیذ


[ چهارشنبه 21 مهر 1395 ] [ 20:47 ] [ شبـــــ نویس ]



      قالب ساز آنلاین